..............................................................................................................
وحشت زنان عراقی کتک، مشت و لگد و قتلهای ناموسی / ترجمه: میلا مسافر
گزارش اینگا رگ از اربیل: آمار قتل زنان افزایش مییابد و قاتلین به ندرت مورد محاکمه قرار میگیرند تارا محمد به مانند بسیاری از زنان امید داشت که کتکهای شوهرش تنها یک مورد بوده و از فردا او همان مرد مهربان میشود. اما شوهرش هر روز بدتر شد. او زنش را که کارمند عالیرتبهای بود مجبور کرد که از کارش دست بکشد و ممنوع کرد که او به تنهائی حتی برای رفتن به خانه والدینش از خانه خارج شود. سیلیها تبدیل به مشت و لگد شدند که بر سر و جان او میباریدند. تارا اغلب به خودکشی فکر میکرد. بعد از دو سال او به خانه والدینش فرار کرد و تقاضای طلاق نمود .سرنوشت بسیاری از زنان مانند این زن کُرد اهل اربیل میباشد. در زمان صدام زنان تحت پیگرد سیاسی بودند، آنها را به زندان میانداختند و مورد تجاوز جنسی قرار میگرفتند و آنان را هزار نفری تبعید میکردند. زنان در آن دوران هم از طرف مردان طایفه در خطر قتلهای به اصطلاح ناموسی قرار داشتند. اما بسیار عادی بود که زنان شاغل باشند و میتوانستند که به مقام عالی دولتی دست پیدا کنند. مهمتر از همه زنان میتوانستند بدون روسری و یا با روسری آزادانه رفت و آمد کنند. خانم مجدا چوبوری، فعال حقوق زنان اهل بغداد میگوید که: "امروز مردان مرتجع اسلامی ادعا میکنند که آنان تصمیم می گیرند که حق و حقوق زنان چیست." در شهر جنوبی عراق یعنی در بصره در پائیز گذشته حداقل 40 زن به قتل رسیدند. بنیادگرایان اسلامی بر در و دیوار نوشته بودند" مرگ قسمت تو خواهد شد اگر که روسری بر سر نداشته باشی و یا خود را آرایش کنی." در شهر بزرگی که زمانی آزادی پوشش وجود داشت، امروز نیروهای شبه نظامی شیعه. برتری خود بر دیگری را با تحمیل ارزشهای اسلامی با خشونت و حتی با قتل نشان میدهند. از دیدگاه خانم چوبوری، قتل زنان در بصره تنها گوشه کوچکی از این دریاست. او میگوید: "تقریباً هر روز در یک گوشه کشور جسد تکه تکه شده و یا جسد سربریده پیدا میشود." "لیست سیاه این قتلها بسیار بالاست زیرا هیچ وزارتخانهای خود را مسئول پیشگیری از این قتلها نمیبیند." تنها زنان مردان مسلمان سرسخت نیستند که قربانی میشوند. در کردستان عراق که بنیادگرایان اسلامی نفوذ کمتری دارند نیز پس از سالها دوباره آمار قتلهای ناموسی افزایش یافته است. طبق منابع رسمی حدود 500 زن در سه سال گذشته به قتل رسیدهاند.خانم نگار بکیر که روانشناس است میگوید: "قاتلین تقریباً در همه موارد از بستگان مقتول هستند. بعضی اوقات تنها کافی است که نگاهی از گوشه چشم رد و بدل شود تا پدر، برادر و یا شوهر از کوره به در بروند." این خانم روانشناس به همراه یک مددکار اجتماعی در یک خانه زنان به نام نوا، زنان قربانی خشونت را نگاهداری میکند. در حال حاضر تنها نه زن در یک ویلای اعیانی نگاهداری میشوند. اما این ویلا در عین حال زندان این زنان است زیرا زنان قربانی از ترس اعمال خشونت از طرف بستگان خود جرعت نمیکنند آنجا را ترک کنند. هیچ کدام آنان نمیخواهند در مورد غم و غصههای خود آشکارا صحبت کنند. خانم بکیر میگوید که نام آن را قتل ناموسی گذاشتهاند. آخر این چه ناموسی است که باید با کتک و کشتن از آن دفاع کرد؟"در کردستان آمار خودکشی زنان نیز افزایش یافته است. حدود 1500 زن از سال 2005 تا کنون در اثر خودسوزی با نفت که برای گرما و پخت و پز از آن استفاده میشود، خود را آتش زدهاند. خانم بکیر معتقد است که پشت اغلب این خودسوزیها یک قتل بیرحمانه وجود دارد. خانم دیمن محمد که مددکار اجتماعی و رئیس خانه زنان نوا است، میگوید که در پس تشدید خشونت بر زنان یک برخورد فرهنگی وجود دارد. "امروز زنان به فرستندههای ماهوارهای، اینترنت و موبایل دسترسی دارند. آنان خواهان آزادی بیشتری برای خود شدهاند. مردان با از دست دادن قدرت کنترل خود بر زندگی زنان دست به خشونت بیشتری میزنند." رئیس دولت کردستان عراق، نچیروان بارزانی به علت وجود این وضعیت اسفبار، تقویت حقوق زنان را محور برنامه خود اعلام کرد و در این رابطه یک واحد ویژه پلیس را دائر کرد. خانم پخشان زنگنه، رئیس کمیسیون زنان مجلس از این اقدام بارزانی قدردانی کرد و گفت "اما کمتر مردی به محاکمه کشیده میشود و این مسئله باید تغییر کند ."تارا محمد خوشحال است که از جهنم زندگی مشترک فرار کرده است. امروز او می تواند در بیرون از خانه کار کند و از استقلال خود لذت میبرد. او متفکرانه میگوید: "دوست دارم که دوباره ازدواج کنم. اما هرگز برده مردی نخواهم شد .هرگز".
منبع: موج نو به نقل از روزنامه تاگس سایتونگ (تاتس) 21 آپریل 2008
آگاهی پراکن
...
سه سال از اولین باري که در 22 خرداد مقابل دانشگاه تهران جمع شدیم تا به تبعيض آميز بودن قوانين علیه زنان اعتراض کنیم ،می گذرد.سال بعد تجمع میدان هفت تیر در 22 خرداد 85 ، به دستگیری بیش از هفتاد زن و مرد خواهان برابری جنسیتی انجامید. و در 5 شهریور همان سال شرکت کنندگان در این تجمع،کمپین یک میلیون امضا را به عنوان حرکتی مسالمت آمیز ،برای تغییر قوانین نابرابر آغاز کردند.کنشگران اين طرح بزرگ با در دست داشتن بيانيه اي که خواهان رفع تبعيضات قانوني از زنان ايران است، در مکانهاي عمومي، خصوصي و نيمه خصوصي اطراف خود به جمع آوري امضا از شهروندان ايراني مي پردازند، شما هم مي توانيد اعتراض خود را به اين قوانين نابرابر با امضا بيانيه و جمع آوري امضا هاي بيشتر براي بيانيه ابراز کنيد.
شهرداري تهران از 22 ارديبهشت سال 85، در پي افزايش بيرويه متكديان ايراني و مهاجران در سطح شهر تهران، با كمك نيروي انتظامي، كميته امداد و بهزيستي اقدام به جمع آوري متكديان از سطح شهر تهران كرد.
بعد از گذشت سالها از اجراي اين طرح هنوز در برخي از نقاط شهر شاهد حضور شديد متكديان، كودكان خياباني و اتباع بيگانه هستيم.
از روز گذشته شهرداري تهران بار ديگر در يك طرح ضربتي جمع آوري كودكان كار كه اصولا از ميان اتباع بيگانه هستند؛ را آغاز كرد.شهرداري اين افراد را جمع آوري ميكند ولي هيچ سازماني مسئوليت اين افراد را نميپذيرد و به گفته خود كودكان متكدي، سازمان بهزيستي آنها را يك روز نگه داشته و بعد آنها را رها ميكند


روز گذشته به همراه گروهي از خبرنگاران و ماموران گشت زني شهرداري تهران به سراغ تعدادي از اين كودكان رفتيم. اين كودكان به قدري در كار و رفتار با ماموران شهرداري حرفهاي شدهاند كه نميتوان از آنها حرف راست شنيد. وقتي با آنها حرف ميزني هر دفعه يك مدل پدر و مادر دارند يك دفعه ايراني، يك بار پاكستاني و در يك مرحله افغاني.
اين افراد با وجود سن كم ، كاملا براي شغلهاي كاذب و تكديگري آموزش ديدهاند.صحبتهاي برخي از آنها شنيدني است.
*2 ساعته 6 هزار تومان درآوردم
فرشاد كه 9 سال بيشتر ندارد و به گفته خود كلاس اول است،شيشههاي خودروها را پاك ميكند.
وي ميگويد: روزانه بيش از 10 هزار تومان درآمد دارد و با بردارش ابتداي بزرگراه نواب كار ميكند. وي از ماموران ميخواهد او را رها كنند تا پيش برادرش برگردد.
فرشاد كه لباس مناسبي هم بر تن دارد و لاغر اندام است مي افزايد: در حال حاضر بزرگترين آروزي من برگشت پيش برادرم است تا با او شيشههاي خودروهايي كه پشت چراغ قرمز ايستادهاند را پاك كنيم.
فرشاد مي گويد: ما چندين بار دستگير شدهايم.در بهزيستي با من بدرفتاري ميكنند و بعضاً ما را كتك ميزنند و بعد از چند روز نيز ما را رها ميكنند. الان نيز غمي نداريم چون دوباره آزاد ميشويم و به فعاليت خود ادامه ميدهيم.
فرشاد از جيبش كلي پول مچاله شده در ميآورد. وقتي پولها را شمرد بيش از 6 هزار تومان بود كه مدعي است اين پولها را ظرف 2 ساعت كار بدست آورده است. يكي از دخترهاي فال فروش با حالت لاتي به فرشاد گفت: «اگر فول تا شب كار مي كردي؛ امروز بيش از 30 هزار تومان كاسب بودي ولي حيف كه ماموران كاسبيت رو كساد كردن.»
*فال فروش موبايلدار
هنگامي كه در حال مصاحبه با فرشاد بوديم؛ ماموران شهرداري پسري را كه از اعتماد به نفس بسياري بالايي برخوردار بود آوردند و سوار خودروي جمع آوري كودكان كار كردند. پسر 11 ساله بلند قامت خود را جاويد معرفي كرد و گفت: هر چند بار هم كه منو بگيريد دوباره بر ميگردم و فال فروشي ميكنم من از اين كار روزانه 20 تا 30 هزار تومان درآمد دارم و خرج خانواده 5 نفره خود را كه در كرج هستند، ميدهم.
وي گفت: من اصلا دوست ندارم به مدرسه بروم چون در مدرسه مرا كتك ميزنند.
جاويد كه پسر بسيار مودبي است، ميگويد: من از ساعت 11 صبح تا 10 شب در حال كار هستم و در آمد خوبي هم دارم و تا به الان چند بار دستگير شدهام اما بلافاصله آزاد شدهام.
جاويد موبايل هم دارد و به قول خودش بسيار پولدار است. حتي شماره موبايل خود را به ما داد تا با وي تماس بگيرم و ببينيم چقدر زود آزاد ميشود.
*در صنف فال فروشها كار ميكنيم
سميه دختر 11-10 سالهاي با قد بلند و چشمان مشكي كه سر دسته بقيه دخترهاي فال فروش است، ميگويد: هنگامي كه در حال فال فروشي هستم برخي مواقع مورد سوء استفاده قرار ميگيريم و حرفهاي زشتي به ما ميزنند.
سميه كه از شغل فال فروشي بسيار راضي است، گفت: من براي تأمين زندگي خانوادهام كار ميكنم.ما به صورت فاميلي با هم كار ميكنيم. صنف فال فروشي داريم.
وي با حالت پرخاشگري تأكيد ميكند كه ما گدا نيستيم. فال فروشيم و با گدا خيلي فرق داريم.ما لباسهاي زيبا داريم كه بعد از اتمام كار آنها را تنمان ميكنيم.
*فال فروش 4 ساله به خبرنگاران لال معرفي شد
احسان 8 ساله فال فروش كه با بردار زاده 4 سالهاش دستگير شده است، ميگويد: ما افغاني هستيم و روزانه 15 تا 20 هزار تومان در آمد داريم.
بردارم معتاد است و بچه 4 سالهاش را به زور به سر كار ميفرستند. من به بردارم «التماس» ميكنم كه بهزاد كوچك است او را نفرست، من كار ميكنم و خرج شما را هم ميدهم ولي برادرم به زور بهزاد را با من ميفرستد.
احسان اجازه نميدهد بهزاد كلامي حرف بزند و ميگويد او زبان ندارد، لال است در صورتي كه بهزاد به خوبي ميتوانست حرف بزند.
*ما فال فروشها را از گداها جدا كنيد
همزمان كه خبرنگار صدا وسيما در حال گفتن پلاتو با مضمون طرح جمع آوري گدايان بود، ناگهان يكي از پسرها با صداي بلند و كلمات كوچه خياباني خطاب به خبرنگار مذكور گفت: «حاجي؛ ما كه گدا نيستم. هي ميگي گداها را جمع كردند. ما فال فروشيم. ما رو از گداها جدا كن.»
* پوشيدن لباس پاره مد است
محمد 10 ساله كه تبعه كشور افغانستان است، ميگويد: فالها را بستهاي 2 هزار تومان ميخريم و بعد 10 هزار تومان ميفروشيم.
به گفته محمد، روزانه 20 تا 30 هزار تومان از راه فالفروشي درآمد دارد و تمام پول خود را صرف خريد لباس ميكند. از وي پرسيدم اگر تمام پول خود را لباس ميخري پس چرا لباست پاره است، گفت: خانم لباس پاره مد است.
*زنم را از پدرش خريدم
مردي كه همراه همسرانش در حال تكديگري بود، توسط ماموان دستگير شد. اين مرد كه به گفته خودش 20 ساله است به همراه زن 12 ساله و 14 سالهاش و فرزندان 8 و 10 ماهه خود (كه هر كدام از فرزندان متعلق به يك زن بود) در نازي آباد دستگير شد.
اسم اين مرد كه گلبهار بود و خود را از اهالي پاكستان معرفي كرد در رابطه با فعاليت خود، ميگويد: زنش را هنگامي كه طفلي بيش نبوده از پدرش خريده و وقتي به سن بلوغ رسيده با وي ازدواج كرده است.
سكينه يكي از زنان اين مرد ميگويد: پدرم پولي از گلبهار نگرفت و مرا به وي داد. ما خانواده فقيري بوديم. گلبهار فقط خرج مرا داد تا من بزرگ شوم و حالا نيز زن وي هستم. گلبهار به جز من چند زن ديگر نيز دارد
.................................................................
این هم یه خبر عالی
دلم نیومد نذارمش
اگر چه این دو مطلب به ظاهر ربطی به هم ندارند ولی در باطنشان نشانگر عمق فاجعه برای زنان و مردان ایرانی هستند که با این همه استعدادها و نخبه گان الان چه اوضاعی اسفباری بر داخل و جلوه ی بدی در جهان خارج داریم .
يک دختر ايراني 19 ساله با دريافت درجه پروفسوري، ركورد 300 ساله سن دريافت اين مدرك علمي را شكست.
روزنامه "حريت" تركيه نوشت: "عاليه صبور" دختر 19 ساله ايراني ساكن آمريكا، نوشتن و خواندن را در 10 ماهگي ياد گرفت و در 10 سالگي دانشگاه را تمام كرد.
اين روزنامه افزود: عاليه در سن 14 سالگي مدرك دكترايش را گرفت و بهتازگي كه به اخذ عنوان پروفسوري نايل شده، قرار است در دانشگاه "كونكوك" كره جنوبي به عنوان استاد، تدريس كند.
وي در عين اينكه رياضيدان ماهري است يك موزيسين زبردست نيز هست.
قبل از صبور، "كولين مكلاورين" بهعنوان جوانترين پروفسور جهان در كتاب ركورهاي جهان گينس قرار داشت
....................
در ادامه این خبر خوب من به وبلاگ یکی از دوستان رفتم و نوشته ای از ایشان دیدم که قسمتی از آن را برایتان می گذارم ...
........
بیکار بودم رفتم گوگل بازی. زدم “دختر 19 ساله”، بدون استاد دانشگاه و این چیزها. دیدم چه خبر شد!!! چند تاشو اینجا گذاشتم برای شما، تازه بالاتر از 18 ساله هاشو بی خیال. ولی دختر 19 ساله بودن چقدر در ایران خطرناک است.
- به روایت این کارمند سازمان ملل یک دختر 19 ساله ایرانی ساکن مشهد به فردی به نام غلام سخی فروخته شده بود، اما چون پولی را که باید به پدر دختر می داده، نداشته، …
- در ايران يک دختر 19 ساله، موسوم به نازنين، که به اعدام محکوم شده بود، تبرئه شده است. وی 2 سال قبل در دفاع از خود مرتکب قتل شد.
- دختر جواني بنام دلارا دارابی، 19 ساله در شهر رشت به اعدام محكوم شده است. بعد از بروي كار آمدن احمدی نژاد، ماشين جنايت و سركوب حكومت ملاها، با شتاب بيشتري به …
- پس از شناسايي جسد کارشناسان پزشکي قانوني نظريه خود را در رابطه با مرگ الهام اعلام و تاکيد کردند دختر 19 ساله بر اثر فشار خارجي بر عناصر حياتي گردن جان باخته …
- به گزارش روزنامه “حريت” تركيه نوشت: “عاليه صبور” دختر 19 ساله ايراني ساكن آمريكا، نوشتن و خواندن را در 10 ماهگي ياد گرفت و در 10 سالگي دانشگاه را تمام كرد. …
- سرگذشت دردناك ليلاي 19 ساله، · اعدام برای دختر 18 ساله ،این حکم در حالی صادر شد که در آن توجهی به عقب. ماندگی ذهنی لیلا و شرایط خانوادگی اش نشده بود. ..
- سرهنگ هوشمند شريفي ، رئيس پليس آگاهي استان بوشهر با اشاره به اين خبر به «جام جم» گفت: چند روز پيش دختر 19 ساله اي با مراجعه به پليس آگاهي با ارائه شکايتي …
- آموزش نیوز - ناکامی در کنکور و خودکشی دختر 19 ساله
- آفتاب: دختر 19 ساله اي که حکم قصاص او به اتهام قتل عمد در ديوان عالي کشور تاييد شده است همچمان منکر جرم انتسابي است.
- دختر 19 ساله ای که برای آزادی پسر مورد علاقه اش از بازداشتگاه پلیس آگاهی استان … شاکی در تشریح ماجرا به بازپرس
- نام عالیه صبور به عنوان جوانترین استاد دانشگاه دنیا در کتاب رکوردهای گینس ثبت شده است.
گوگل 2.600.000 مورد پیدا کرد. خودتان بگردید!
.....
برگرفته از وبلاگ آقا اجازه ؟!! http://aghaejaze.wordpress.com/
فردا: از 26 مجموعه تلویزیونی پخش شده در سیمای جمهوری اسلامی ایران در سال 86، موضوع و مضمون اصلی 20 مجموعه "ازدواج، ازدواج مجدد و روابط زن و مرد" بوده است.
به گزارش خبرنگار فردا، در سال 1386 بالغ بر 26 مجموعه تلویزیونی (با احتساب چند مجموعه استانی) از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد که تنها 20 درصد این مجموعهها با سوژههایی جدید و از منظر موضوعاتی فارغ از بحث ازدواج و مشکلات قبل و بعد از آن و همچنین موضوع تعدد زوجات، تولید و پخش شد.
جالب آنکه در میان سریالهای با مضامین مذهبی و مناسبتی نیز این فرمول قدیمی و نخنما شده استفاده از موضوع عشق مرد به زن و ایجاد کشش براساس این رابطه "دقیقا" رعایت شده است طوری که گویی نویسندگان، طراحان و مدیران شبکههای 5گانه تلویزیون راه دیگری جز استفاده از عشقهای کلیشهای برای جذب مخاطب پیدا نمیکنند.
بنا بر این گزارش مجموعههای "پریدخت"، "زیرزمین"، "شکرانه"، "اغماء" و "میوه ممنوعه" که برای پخش در ماه مبارک رمضان و محرم انتخاب شده بودند، نمونههایی از ضعف سوژه و استفاده از سادهترین فرمول عشقهای دونفره و بعضا مثلثی است. اگرچه در این میان مجموعه "میوه ممنوعه" با نگاهی جدید و آسیبشناسانه توانست از این ورطه تکرار رهایی یابد، اما باز هم از این قاعده تکراری پیروی میکرد.
به گزارش فردا، مجموعههای تلویزیونی "ترش و شیرین"(نوروز86)، "راه بیپایان"، "پول کثیف"، "گل بارون زده"، "به خاطر من"، "سالهای برف و بنفشه"، "بیداری"، "مدار صفر درجه"، "من نه منم" و "مار و پله" نمونههایی از بیبرنامهگی و دستهای خالی سازمان صدا و سیما در ارائه موضوعات مختلف بدون توسل به تنها شکل نمایش درام در ایران یعنی"ازدواج و یا ازدواج مجدد" است.
با این حال کارنامه تلویزیون در سال 86 از لحاظ ساخت مجموعههای تلویزیونی بدیع و خطشکن نیز در نوع خود قابل تامل است، پخش مجموعههایی چون "ساعت شنی"، "حلقه سبز"، "روزگار قریب"، "رقص پرواز"، "پدرخوانده"، "بیصدا فریاد کن"، "یک مشت پر عقاب" و "شهریار" اگرچه با دخالت برخی مسوولین و همچنین ضعف پرداخت نهایی داستان اغلب به سرنوشت سایر مجموعههای تلویزیونی تبدیل شدند، اما برای مخاطب تلویزیونی کشور که به سوژههای دم دستی دهه شصتی عادت کرده، نوعی خرق عادت محسوب شد.
بنا برگزارش خبرنگار ما، این روند تکراری استفاده از فرمول عشق و ازدواج حتی در مجموعههای طنز نیز به خوبی (!) رعایت میشود؛ مجموعههای "چارخونه" در سال 86 و "پیامک از دیار باقی"، "نشانی" و "قرارگاه مسکونی" به عنوان مجموعههای طنز در سال 87 توانستند با حداقل خطا (!) از عهده تصویری کردن این فرمول تکراری برآیند.
با این حال این سوال وجود دارد که با وجود شورای طرح و برنامه در سازمان صدا و سیما و همچنین شورایی برای تصویب فیلمنامه، آیا روند تصویب و تولید مجموعههایی با مضامین کلیشهای و سطحی که تنها ذائقه مخاطب را سطحی و ضعیف میکند، ادامه دارد؟ پخش مجموعه "سرنوشت" از ابتدای سال نو در شبکه ملی، آن هم با کیفیتی بسیار نامناسب و سوژهای تکراری شاید جواب این سوال را تا حدی بدهد.
بنا بر این گزارش موضوعاتی چون، اعتیاد، قرصهای روانگردان، روابط دختر و پسر، مشکلات جوانان از جمله سربازی و اشتغال، دنیای مجازی، دانشگاهها و دانشجویان، فقر و فحشا، فساد اقتصادی و موضوعات فرهنگی و سیاسی ـ که همواره در تولیدات تلویزیونی در ردههای آخر قرار میگیرند ـ از جمله مواردی است که سالهاست بر اساس آن مجموعهای حسابشده و منطبق با جریان اجتماع تولید نشده است.
اما در اتفاقی نادر، یک برنامه تلویزیونی، سیاست ترویج "زن دوم" توسط صدا و سیما را به باد انتقاد گرفت.
خانم اعظم راد جامعه شناس که در برنامه زنده "اردیبهشت" پیرامون "تقویت و تحکیم خانواده در رسانه" سخن میگفت پس از گذشت چند دقیقه از برنامه و موضوع اصلی به سیاست صدا و سیما در ترویج پدیده زن دوم حمله کرد.
ابتدا مجری زن برنامه با نام بردن از مجموعه های "میوه ممنوعه"، "نرگس" و "پیامک از دیار باقی" هدف این مجموعه ها را عادی سازی ازدواج با زن دوم و شکستن حریم خانواده دانست و گفت: ممکن است آقایان تولید و تایید کننده این مجموعه ها، آرزوی خود را در تلویزیون مطرح کنند!
کارشناس برنامه هم با بیان این که طرح ازدواج مجدد، در واقع گذاشتن نام قشنگ روی خیانت به همسر اول است، مدعی شد: حتی بسیاری از مردان در مراجعاتی که به من داشته اند از طرح مکرر موضوع "زن دوم" در صدا و سیما ناراحتند!
وی با بیان این که ممکن است گرفتن "زن دوم" بدون اطلاع همسر اول خلاف کوچک قانونی باشد اما سوء استفاده از حیثیت زنان، خلاف بزرگ اخلاقی است، همچنین خاطرنشان کرد: عدم خلاقیت تهیه کنندگان، سپردن امور به افرادی خاص و تکراری و عدم توجه به جوانان و نوآوری از سوی مسوولین صدا و سیما به سیاست ترویج "زن دوم" دامن زده است.
روزی آوازه ایران جهان را پر کرده بود، اما اینک چطور ...
حال به چه روزی افتاده است...
(از ماست ،که بر ماست)
ارزش پاسپورت ایرانی رتبه دوم از آخر پس از افغانستان شده است.

به گزارشی نواندیش از قزوین نجفی گفت تحقیقی که توسط یک سازمان بینالمللی در خصوص ارزش پاسپورت کشورها صورت گرفته، اظهار داشت: معیار این ارزش این بوده است که با پاسپورت کدام کشور در کشورهای بیشتری میتوان تردد کرد و متاسفانه ایران رتبه دوم از آخر بود و بعد از ما فقط افغانستان بوده است که حالا احتمال دارد تا یکی دو سال دیگر فرق هم بکند.
نجفی اضافه کرد: حالا کسی بیاید از روی توهم بگوید این کار استکبار جهانی است و ما چون مشت محکمی به دهان استکبار زدیم و چون الان تمام مستضعفین عالم به دنبال ما هستند، دنیا با ما بد تا میکند، اما آیا واقعیت همین است؟
آقای احمدینژاد با عملکردی که داشته است در شرایطی قرار گرفته که هر راهی را انتخاب کند در آن رستگاری وجود ندارد.
نجفی، وزیر اسبق آموزش و پرورش و عضو شورای اسلامی شهر تهران با بیان این مطلب در جمع اصلاحطلبان استان قزوین که در منزل حجت الاسلام قوامی گردهم آمده بودند گفت: در بحث تغییر و تحولات هیات وزیران در صورتی که دو وزیر دیگر کابینه عوض شود، بر طبق قانون اساسی باید مجلس به کلیه هیات وزیران مجدداً رای اعتمبه گزارش هفته نامه تابان قزویناد دهد.
استاد دانشگاه صنعتی شریف افزود: اختلاف احمدینژاد با اعضای کابینه آشکار شده و مجموعهای ناهماهنگ شکل گرفته و از سویی دیگر رای اعتماد دوباره برای هیات وزیران باعث میشود که افراد معمولی جامعه هم از ضعف مدیریت کشور باخبر شوند و اینها در کنار موارد دیگر باعث شده دولت در پرتگاهی قرار بگیرد که در آن نه راه پس دارد و نه راه پیش.
وی اضافه کرد: البته در هر حال همه اینها دودش در چشم مردم خواهد رفت.
............................................
بدون شرح





http://www.d-a.blogfa.com/بر گرفته از وبلاگ ایران آزاد
زنان ...نا برابری آزمونی دیگر برای زنان.. قدم به قدم در شهر ..با من همراه شوید و از دریچه ی چشمان من شما هم ببینید .
سعی کردم فکرم را متمرکز کنم و به زنان و ناهنجاری های موجود که زنان را بیش از هر قشر دیگر تهدید می کند بپردازم .
کدام را اولویت بدانم ؟ روسپی گری ؟یا اعتیادی که منجر به تن فروشی در زنان می شود ؟
یا زنانی که با مشقتی فراوان کار می کند و سرپرست خانواده خود هستند که گرانی های این چند ماهه گذشته به خصوص انها را به زور آزمایی ِ نابرابری دعوت می کند که بین تن فروشی و شکم گرسنه ی خود و فرزندان و یا حتی شوهر معتاد باید یکی را انتخاب کنند .
گاهی برای زنان حتی انتخابی در کار نیست و دیگرانی که شوهر ، پدر و یا برادر و یا حتی در مواردی مادر و سرپرست دیگر برایشان تعیین می کنند که چکاره شوند ؟
با خودم فکر می کنم که بهتر است از دختری 14 ساله بنویسم که در مدرسه راهنمایی در شهری کوچک درس می خواند ،مدیریت مدرسه متوجه اعتیاد او شده و از مدرسه اخراج می شود و حال اینکه باید دانست که به کدامین جامعه و یا بستر مناسب اخراج شده ؟ دخترنوجوانی که در خانواده ای زندگی می کند که پدرش مرتب ، مادرش را به اسید پاشی بر صورتش تهدید می کند .دختری که در مدتی نه چندان کوتاه او نیز تن فروشی معتاد خواهد شد که همین حکومت و جامعه مرد سالار به چشم بوجود آورنده فساد به او نگاه خواهند کرد و یک انسان به همین راحتی از گردونه ی شهروندی جامعه حذف می شود .
باز هم فکر می کنم به سالهای دور و نزدیک سرک می کشم ، سعی می کنم مطالبی از اعتیاد زنان ایرانی از اینترنت بخونم و یا آماری از این فاجعه بدست بیاورم ....ولی تقریبن همه ی سایتهای مر بوط به اعتیاد زنان و آمار ها فیلتر شده .....
اگر بدنبال مطلبی از اعتیاد و یا تن فروشی در دیگر کشورها باشم به راحتی سایتهای خبریشان باز می شود ولی مربوط به زنان ایران همیشه فیلتر است
سراغ سقط جنین دختران کم سن در ایران می روم و باز هم فیلتر پشت فیلتر ....
با خودم می گویم که که حکومت مداران در ایران گمان می کنند که با فیلتر کردن می توانند فاجعه ی هولناکی که زنان و خانواده ایرانی را تهدید و نابود می کند ، را مخفی کنند .ایا با این سانسور کسی نمی داند در ایران بر زنان چه می گذرد .آیا پوچی و دروغگویی شعارهای اینان از کشورداری خود می گویند
را کسی نخواهد دانست ..زهی خیال باطل .زیرا فقط یک ساعت پیاده رویی در خیابانها اصلی شهر کافی ست تا به عمق این بدبختی بزرگ زنان ایران پی ببریم .
قدم به قدم ....در هر چند قدم یک زن و یا کودک را می بینید که گدایی (تکدی)می کنند ؟
محله های فقیر نشین و یا محله های خاص در هر شهری معمولن جایگاه افراد شرور و معتاد است .
از هر سمتی که وارد شهر شوی در اول ورودی و یا چهار راهها زنی را می بینی که کودکی را باچادر به طرز خاصی به پشت خود بسته و بلوز و دامنی کهنه با دمپایی پلاستیکی بر پا از اتومبیلها گدایی می کند درست چهار قدم از دو سمت ِ او دو مامور پلیس ایستاده اند که حتی اخطاری هم به زن نمی دهند که در وسط جاده گدایی می کنداب ترمز کردن اتومبیلی برای دادن پولی به دخترک ترافیکی هم در جاده ایجاد می شود .
نرسیده به میدون بزرگ و اصلی شهر مردی سیه چرده روی ویلچر نشسته و کاسه ای در دست دارد و در دو طرف او دو دختر جوان بسیار کم سن ایستاده اند که به زمین خیره شده اند صحنه ای دردناک از بی پناهی... این مرد به ظاهر گدا ست ولی کاملن برای هر کسی مشخص است که جارکش این دختران ست و آنها را می فروشد برای ساعاتی برای ........براستی مشتریان این دختران چه کسانی هستند و درست نگاه کردم دیدم در چند قدمی اش در وسط میدان هم نیروی انتظامی و هم ماموران امر به معروف یا همان منکرات ایستاده اند ولی انگاری کور شده اند و تن فروشی دختران ،بدست مردی معتاد را نمی بینند ..براستی چرا آنجا که باید ببیند که خلافی صورت می گیرد نمی بینند ولی در بعضی موارد از چندین متری موی سر دختر و یا لباس پسری را می بیند و به سمت او حمله ور می شوند ؟
چند قدم دیگر می روم ، قدمهایم به شش نرسیده که ...
زنی خمار که تلو تلو می خورد و باردار هست ،کودکی دوساله پابرهنه و کثیف و ژنده بدنبال او می دود ولی در حال افتادن دستش همچنان دراز است که ....
قدمی دیگر در دوطرف همین خیابان مردان پیر و جوان و زنانی که چادر سیاه بر سر دارند و آنرا جلو می اورند که شناخته نشوند در حال گدایی هستند ( شلوغترین خیابان شهر)
کودکان 5 تا 13 هم در بینا بین این گدایان در حال فروش فال و یا کتابهای کوچک دعا هستند ، آنچنان از مانتویت آویزان می شوند که چاره ای نداری جز خرید و یا فریاد کشیدن ...
جلوی شیرینی فروشی بزرگی ،زنی نشسته چادری تمیز به سر دارد که آنرا جلو آورده و گدایی می کند داشتم بهش نگاه می کردم و اینکه بی سرپرست است و..که ناگهان زنی دستم را گرفت و رو به من گفت :خانم دخترم مریضه ..به خدا دروغ نمی گم بهم کمک کنین .....
قدمهایم به هشت نرسید که مردی چهار و دست پا رو زمین بود به دستهایش هم دمپایی گذاشته بود تا در برخورد به زمین زخمی نشود ..و اول خط کشی عابر پیاده نشسته بود به طوری که اگر یک قدم به جلو می رفت با اتومبیلها برخورد می کرد و ...داد می زد ..بهم کمک کنیند ..محتاجم و معلول ..توانایی کار ندارم ....واقعن هم معلول بود
به نزدیکی بانک ملی مرکزی شهر رسیدم ..دوچرخه سواری اومد کنار دیوار بانک و ایستاد
تشکچه ای رو گوشه ی دیوار گذاشت و کودک ریز جسته ای که کور وعقب مانده ی ذهنی بود را از دوچرخه پایین آورد و روی تشکچه نشاند .پسرک به محض نشستن شروع کرد به حرکاتی عجیب از خود در آوردن ..مرد چند سکه جلویش گذاشت ..من خیره نگاه می کردم که دیدم مرد جوانی با دادن اولین سکه 25 تومنی کاسبی پسرک کور را شروع کرد.
قدمهایم به صد نرسیده بود که من بیش از 50 زن و کودک و مرد را حین گدایی آن هم در جاهای که نیروی انتظامی و ماموران مفاسد به وفور بودند ، را دیدم .
به محض رسیدن به منزل به 110 زنگ زدم ولی آنان مرا مجاب کردند که به اداره امر به معروف زنگ بزنم ولی
در تماس با این نهاد هم فقط خنده ی تمسخر گونه ای بود که تلفچی اداره اش تحویلم داد و در جوابم گفت شما به پلیس و ماموران ما بگویید ما آنها را می گیریم اینکار خلاف است اینان ریئس دارند که هر روز آنان را در سطح شهر پخش می کند ....
من گفتم خوب الان دارم می گویم که ....شما که می دانید چرا ؟
ولی باز هم خنده ای و که باشه ...ولی ..
این صحنه هایی که گفتم با چشمان خودم در یک ساعت پیاده رویی دیدم ، درست در زمانی
که طرح مبارزه با ارازل و بدحجابان در شهر اجرا می شود. ولی گویا دستگیری دختری که موهایش بیرون زده از روسری و یا موی بلندی پسری نوجوان ، برای دولت مهمتر است زیرا مبلغی به عنوان جریمه هم از خانواده دختر می گیرد و در دل دیگران هم ترس و رعب ایجاد می کند ولی جمع آوری اینان خرج دست دولت می گذارد .
ریئس و یا بزرگ این متکدیان به ماموران نیروی انتظامی هم پول می دهند تا به این گدایان کاری نداشته باشند و گاهی هم دختران این جمع متکدی را ....به عوض پول....
با نگاهی گذار به خیابانهای شهر در این سه سال گذشته می بینیم که بر تعداد متکدیان شهر اضافه شده ، بمانند تورم فزاینده کشور بر تعداد این کودکان و زنان نیز روز به روز افزوده می شود .
حالا پول نفت بر سفره چه کسانی رفته خدا می داند ..البته سر سفره ی همه ی ایرانیان بویی از پول نفت می آید منتها اینکه به شکل و از چه راهی ، این سوالی ست که در ذهن من است .شما چه فکر می کنید ؟
چند نکته :
کودکان فال فروش ...خدا روح حافظ را قرین رحمت کند!! که چقدر در کشورمان باعث بردن نون بر سر سفره مردم شده !
کودکان دعا فروش ...خوب این همه برکتی از دین !..حالا بگویید این دین برای 1400 سال پیش است ..مسئله استفاده بهینه از دین است که در حال حاضر در کشور اینکار انجام می شود !!.
دختران متکدی...این آزمایشی برای ماست !!که تا خدا بداند در برخورد با یک مسکین آیا دست و دلباز هستیم یا نه ؟!
تن فروشان... ای بابا !!هر جامعه ای باید باشد البته با خواندن صیغه ی محرمیت بلامانع است!!!
مردان جارکش ...اینان هم برای جامعه دین مدار ما لازمند که مبادا مردانی از قماش خودشان پول تن فروشان مورد استثمارشان را ندهند و اینان از درآمدی باد اورده بی نصیب بمانند !! امکان دارد مثل اقای زارع ریئس نیروی انتظامی و یا امام جمعه فلان شهر و یا ....هم کمیسیون بگیر باشند ،خوب حقوقشان لابد در این تورم کفاف زندگانیشان را نمی دهد مجبورند چند شغله باشند ...
و.....و....و.......
نویسنده فرشته
........................................................................
حکم سنگسار برای زنی در ترکمن صحرا
در سرزمینی که فساد حکومتی و بی عدالتی و اختلاس و رشوه خواری و بی بند و باری حکمفرما شود، فقر و فساد و فحشا و اعتیاد در جامعه از نتایج سوء آن خوا هد بود. برای آن که مملکتی آباد گردد بایستی تحول اولیه از سردمداران و حاکمان آن آغاز شود تا به سطوح پایین برسد . بایستی عدالت در جامعه حاکم شود تا مردم بتوانند در آرامش و بدون دغدغه اقتصادی زندگی سالم و شرافتمندانه ای را سر کنند.
در نگاهی به جمهوری اسلامی ایران هیچ نشانه ای از اسلام در آن نمی بینیم جز ظواهر آن که در عمامه ها و ریشهای بلند و نمازهای اکثرا تصنعی و روزه های اکثرا اجباری و گریه های قلابی برای امام حسین و یارانش نمود می یابد. اما از روح اسلام و از عدالت حضرات عمر و علی در آن اثری یافت نمی شود.
رشوه خواری و اختلاس در این سرزمین بیداد می کند. فقر و فحشا در کوچه و خیابانهای آن موج می زند. اما در این میان مسئولین جمهوری اسلامی ریشه های فساد را رها کرده و شاخ و برگهای آن را چسبیده اند. در حال حاضر بخشی از دختران دانشگاه آزاد از مضیقه پرداخت مخارج دانشگاه آزاد تن به خود فروشی داده اند، خانواده های معتاد دختران و زن خانواده را برای تامین معاش به حراج گذاشته اند و... در این میان زنان قالیباف ترکمن نیز که زمانی با عایدات قالیبافی خود می توانستند خرج خانواده ای را تامین کنند، با افت قیمت قالیها و پشتیهای دست بافت و ترویج بافتهای ارزان قیمت و بی کیفیت ماشینی، عملا بیکار مانده اند و تنها منبع درآمد مطمئن خانواده آنها قطع شده است و چه بسا برخی از آنها با غم نان به اجبار به راههای غیر مشروع و فساد کشیده شده اند.
در شرایطی که با به قدرت رسیدن احمدی نژاد همه اجناس مورد نیاز اولیه دوبرابر شده اند و زندگی بر مردم آنچنان سخت شده که محتاج نان شب شده اند نباید تعجب کرد که بر میزان فساد و فحشا در ایران روز به روز افزوده شود. اما براستی راه حل این معضل چیست؟ آیا با زندانی کردن و شلاق و رجم متخلفان می توان جامعه را اصلاح کرد؟
آری جمهوری اسلامی در عوض این که ریشه دردها را بچسبد بر شاخ و برگ آن دست زده است و از این روست که در سال اخیر شاهد چندین نمونه سنگسار کردن زنان در جای جای ایران بوده ایم و متاسفانه روز به روز بر دامنه آن افزوده می شود و می رود که این رفتار ددمنشانه به تمام شهرهای ایران سرایت کند و از بد روزگار درحال حاضر دامنه آن به ترکمن صحرا نیز رسیده است و برای اولین بار حکم سنگسار زنی ترکمن در آق قلا صادر شده است که به نظر می رسد نه حکمی شرعی که کاملا حکمی سیاسی بوده است چ