حالا تصویر را کمی جلوتر می بریم:
بازم جلوتر:
و حالا دیگر همه چیز پیداست، اگر باز هم چشمانتان دور بین است، روی تصویر کلیک فرمایید تا "همه چیز" را یینید!



نمی نویسم
نه اینکه تنبلی کنم ، خوب دوستان می نویسند و منم می ذارم تو وبلاگم ،
مدتیه که وقت کم دارم شاید حس انفعال دارم و ناامید از درست شدن اوضاع هستم.
ولی قول می دم که از خونه تنبلی به خونه کارآمد بودن کوچ کنم ولی
اگه اینطور باشم و واقعن کار کنم مرا می کوچانند به سیاهچالها ...
دیگه بهانه خوبی بو د!!!!!!!!!!!!
همه ی شما رو دوست دارم و از مهر همگی تان سپاسگذارم
چون این مسئله تعدد زوحات سیلی بدی به صورت بانوان ایرانی می زنه
فعلت این کاریکاتور رو داشته باشین تا مطلبشو هم بنویسم .
قربان روی همه ی شما
فرشته
........................................................................

تلاش برای
حذف رضایت
از همسر اول
............................
تلاشهای پسرکی 12 ساله برای نجات مادرش از تن فروشی
امین گفت آن روز مادرش ديگر ناچار بود، زيرا «هيچ هيچ هيچ راهي براي سير كردن من و خواهر ٨ ساله ام سراغ نداشت»!
امين كليه خود را به معرض فروش گذاشته است.اما می گوید تا می بینند بچه ام،پا پس می کشند و گواهی از بزرگترهایم می خواهند:«نه! اینطور نمی شه!»امین می خواهد بداند آیا می تواند کار بزرگتری بکند؟ کاری که مادر فرشته خو و خواهرکش را، برای همیشه از این منجلاب نجات بدهد؟
او واقعا" دارد تحقيق و بررسی مي كند كه آيا مي تواند اعضاي بدنش را تك به تك پيش فروش كند؟ و آيا مي تواند به كسي اطمينان كند كه امانتدارانه، بعد از مرگش، اعضايش را تك به تك به بيماران بفروشد و پولشان را بگیرد و با امانت داری به مادر و خواهرش بدهد؟و اینکه چگونه مرگی، کمترین آسیبی به اعضای قابل فروشش خواهد رساند؟ تصادف؟ سم؟ سیم برق؟
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران- محبوبه کرمي ، ويدا دهقانيان و جلال اقدامي هر سه از فعالان مدني بازداشت شده در تجمع 24 خرداد ماه در محدوده پارک ملت تهران ميباشند . هر چند حداقل بازداشت شدگان بيش از 250 تن اعلام شده اند اما وضعيت سه فرد مذکور متمايز و نگران کننده تر از سايرين ميباشد.
جلال اقدامي 30 ساله ، برادر زنداني سياسي سابق جعفر اقدامي از اعضاي اين مجموعه ميباشد که هم اکنون در سلول انفرادي در بند 240 زندان اوين به سر ميبرد ، اين مجموعه گزارشاتي را مبني بر بدرفتاري با ايشان دريافت نموده است . وي فارغ از اينکه به اتهام شرکت در تجمع که حتي خود وي نيز عنوان ميدارد که در حاشيه تجمع و بدليل بازداشت کور و دسته جمعي دستگير شده است به خاطر فعاليتهاي برادر خود تحت فشار قرار گرفته است.
همچنين محبوبه کرمي ، 40 ساله ، ژورناليست و از اعضاي کمپين يک ميليون امضا که پس از بازداشت و انتقال به زندان اوين به بند 209 وزارت اطلاعات منتقل و با انتقال به سلول انفرادي تحت فشار قرار گرفته است و ايشان نيز فارغ از اتهام فاقد وجاهت مبني بر شرکت در تجمع در مورد فعاليتهاي کمپين و ساير مسائل غير مرتبط با علل بازداشت مورد بازجويي قرار گرفته است ، وي همچنان تحت فشار روحي و رواني و در بند 209 زندان اوين به سر ميبرد.
ويدا (فاطمه) دهقانيان 30 ساله و از فعالان سياسي و از دستگير شدگان روز و تجمع مذکور ميباشد ، وي نيز فارغ از اتهامات وارده منجر به بازداشت به بند 209 وزارت اطلاعات منتقل گرديده است ، وي هم اکنون در سلول انفرادي به سر ميبرد و بعلت عضويت در حزب پان ايرانيست تحت بازجويي قرار گرفته است .
اين مجموعه عليرغم نگراني از وضعيت صدها بازداشت شده اخير در تجمع موسوم به 24 خرداد وضعيت سه فرد ياد شده را بعنوان وضعيت خاص ، بلاتکليف و تحت فشارهايي خارج از علل بازداشت عنوان ميدارد و خواهان پايان برخورد غيرقانوني با اين افراد ، دادن اجازه تماس و تسريع در روند رسيدگي به وضعيت اين افراد که خواهان آزادي آنان هستيم ميباشد.
حالا تصویر را کمی جلوتر می بریم:
بازم جلوتر:


حالا فهمیدید مردم برای چی خونه نمی خرند.....
نکته بین ها به سایر مطالب روزنامه هم دقت کنند!!!
زمین لرزه در دنیای وبلاگستان
مخابرات بمب فیلتر ینگ و یا زمین لرزه !!!!
درود بر همه ی دوستانم
هجومی دیگر بار از مخابرات ایران
و فیلتر شدن بسیاری از وبلاگها و سایتها
مخابرات جمهوری اسلامی ، فیلتر می کند و بچه های مبارز و نویسنده های وبلاگها دوباره از نو شروع می کنند ..
یاد آهنگ داریوش افتادم که می گه :
دوباره می سازمت وطن ...وطن
حالا ما شدیم.... دویاره می سازیم وبلاگهامون رو
سایت تغییر برای برابری در 29 اردیبهشت به همراه بسیاری از وبلاگهای کمپین برابری خواهی یک میلیلون امضا در شهرستانها و کشورهای دیگرو کانون زنان ایرانی ، کانون زنان جامعه ایرانیان متحد ...
و بسیاری دیگر از سایتهای دیگر به خصوص مربوط به فعالین حوزه ی زنان فیلتر شد .
همه ی این سایتها و وبلاگها با آدرس جدید دوباره از نو شروع کردند و دیروز در 29 خرداد دوباره این فیلترها صورت گرفت.
گویا 29 ام هر ماه زمین لرزه فیلترینگ مخابرات شروع بکار می کند .
مثال زمین لرزه ای می ماند که خرابی هایی بوجود می آورد و همه دوباره از نو سایت می زند و. وبلاگ ...
…
زمین لرزها ی ِ مخابرات تا به کی ادامه دارد ؟
این همه هزینه و وقت برای فیلتر کردن به خصوص سایتهای مربوط به کنشگران زن برای چیست ؟
این سایتها و وبلاگها چه می نویسند که در نظام ایجاد وحشت می کند؟
15 مرداد روز همبستگی با کمپین برابری خواهی یک میلیون امضا اعلام شده است .
از طرف دوستان وبلاگ نویس این روز روز اتحاد و همبستگی با این جنبش بزرگ می باشد .
شما هم در اتحاد وبلاگنویسان شریک شوید و قدمی در خواسته های برحق فعالین حوزه زنان ، که خواسته همه ی زنان ایران زمین است ، بردارید .
کد لوگوی روز همبستگی با کمپین برابری خواهی یک میلیون امضا:
http://www.change4equality.net/">http://i28.tinypic.com/keulg3.jpg" width="155" height="155">
با قرار دادن این لوگو روز همبستگی رو بسیار باشکوه برگزار کنیم .
با سپاس از همه ی خوانندگان و دوستانم
فرشته
بهجای ما،خودتان را دار بزنید |
|
وبلاگ، تريبون آزاد | |
|
بوی تعفن و کثافت،بوی "مرداب هزار سال ساکن" را میدهد "بند تنبان" آقایان.این بو انگار دیگر شده جزیی از ذات سیستم حاکم و لعنت بر ما که ادکلن پیرامون خود میپراکنیم تا بو نکنیم و تحریک نشویم به کاری برای رفع منشا این کثافتکاریها.هر جا را هم که نگاه میکنی،آسمان به همین سیاهیست؛در بهارستانش،در دانشگاهش و در رکن امنیتش.در همین روزها که به جان جوانان افتادهاند برای نیم بند انگشت روسری عقبتر و چهارلاخ موی فشن و دیگر جایی برای تفتیش حوزهی شخصی مردم باقی نگذاشتهاند،در "اتاق خواب-کار"های مدیران ارزشی و انقلابی و ولایی هیچ پردهای باقی نمی ماند؛این آشغالها بیشرمانه به جان عفت نسل نوی ایرانی افتادهاند و بوی گندابشان هر روز مشام ما را میآزارد.دم بچههای زنجان گرم گرم که تنبان یکیشان را درآوردند و پرچمش کردند اما کمی بو بکشید،اگر ماسک به صورت نزده باشیم،تنفس بهراستی سخت است و جانکاه چه،در هر جایی از این سیستم فاسد یک لاشخور آلت به دست نشسته در کمین ناموس نسل ما و این شلوارها که هی بالا و پایین میرود،بوی تعفن نیم تنهی پایین فاسد ایشان را در فضا میپراکند. | |
درود
درود بر همه ی هموطنانم
تا بیاد دارم و در کتابها و در تاریخ معاصر می خوانم هماره هموطنان بهایی ما مورد ازار و اذیت قرار داشته و دارند .
این هموطنان فقط و فقط برای عقیده ی دینی خود مورد این همه ظلم واقع می شوند.
خودخواهی برخی از تند روها در همه ادیان و به خصوص اسلام تا آن حدی ست که فقط همکیشان خود را در درجه ی انسانیت می دانند و غیر از این را دشمن می پندارند و بدین شکل با اینان برخورد فیزیکی و یا روانی می کنند .(وحتی بدتر از آن شکنجه و زندان و تهمت های جاسوسی )
اگر با این هموطنان بهایی تماس داشته باشید ، خواهید دانست بسیار آگاه و روشن فکر و به خصوص مهربان هستند . من از طرف خودم از این هموطنان عذر خواهی می کنم این دستگیری های خودسرانه و توهین به این هموطنان را محکوم می کنم .باشد که در ایرانی آزاد و به دور از هر تندروی زندگانی خوبی داشته باشند وبا آزادی به ترویج و انجام مراحل دینی کیش خود بپردازند .
مزار برادر از دست رفته ی من در تهران ، خاوران در کنار مزار بهاییان است
و به شخصه برخورد بسیار خوب و در شان یک انسان واقعی و یک ایرانی را از بهاییان عزیز دیده ام .این هموطنان در حتی مزار مردگان خویش هم آرامش ندارند و آنجا هم مورد اهانت تند روها قرار می گیرند ..
با سپاس
فرشته
..........................
بر اساس آخرين گزارشات دريافتي روزگذشته مسئولين جامعه بهائي ويلاشهر (اصفهان) به نامهاي هوشمند طالبي و مهران زيني به همراه يكي ديگر از اعضاي اين جامعه با نام فرهاد فردوسيان به اتهام به خاك سپردن اموات در مكاني كه 15 سال است به خاك سپرده مي شدند، توسّط نيروهاي انتظامي - امنيتي بازداشت شده و بدون محاكمه در دادگاه به زندان شهر اصفهان منتقل گرديدند . وضعيت کنوني اين افراد نامعلوم است .
شايان ذکر است علاوه بر هفت رهبر جامعه بهايي به نامهاي جمال الدين خانجاني ، وحيد تيز فهم ، مهوش ثابت ، بهروز توکلي ، سعيد رضايي ، فريبا کمال آبادي ، سه بهايي ديگر نيز به نامهاي علي احمدي، چنگيز درخشانيان و خانم سيمين گرجي در قائمشهر در طي روزهاي اخير بازداشت گرديده اند.
http://hra-iran.org
نامه یک هموطن ایرانی ما
با سلام ودرود برشماهم وطن وسرورگرامي
شخص من از تحصيل وكاردل خواه در كشورم محروم شده ام به باز داشت اطلاعات ودوران سخت زندان محكوم شده ام شاهد مصادره اموال وشهادت عزيز انم بوده ام با چشم خود شاهد تخريب گلستانهاي (محل خاكسپاري بهائيان )اكثر شهرهاي كشورم بوده ام ولي فقط مسئولين اين جمله را گفته اند كه :بهائيان مظلوم نمائي ميكنند!!!! اگر اين وسعت بي عدالتي مظلوم نمائي است پس سياهي ظلم كدام است ؟












نرگس برای عکاس نمیخندد
برق نگاه معصومشان با قابهای چوبی در دست که در آن چهرههایی متفاوت از تصویر فعلیاشان را نشان میداد، آتش به دلمان زد.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان میبود، و انگشتهای ذوب شده نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و دهها درس خاطرهانگیز دیگر این دوره انداخت.
نمیدانیم وقتی به درس پترس فداکار میرسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمیدانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست میدارند.
دخترکان و پسرکانی با قابهای بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج میزند، بچههایی که رنگ نداشته دیوار خانهاشان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینههای سرسامآور درمان دارد و نمیدانیم چرا تا به امروز گرههای چروک چهرههایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش که آیا در میان سیل پزشکان این مرز و بوم کسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتکان این بچهها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
نرگس در روستایشان میماند، به دنبال مرغ خانهاشان میدود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروسهای خانه بتواند اندکی خود را تخلیه کند.
نرگس در کنار دیگر بچههای قربانی غفلت ما در کنار بچههای روستا برای گرفتن یک عکس حاضر میشود اما او برای عکاس نمیخندد.
نرگس دفتر مشقش را باز میکند، به زحمت و با کمک دست دیگر مداد سیاه را در دست میگیرد و در سطر اول مینویسد: ای کاش کلاسمان آتش نمیگرفت
پ.ن : خیلی از دوستان عنوان داشتن که میخوان به هر شکل ممکن به این عزیزان کمک کنند من اطلاعات کاملی ندارم از این عزیزان اما شاید اطلاعات زیر به کمک تون بیاد:
این کودکان ساکن روستای درودزن مرودشت از توابع شیراز و استان فارس هستند
خبرگزاری فارس تا حدودی پی گیر این قضیه بوده که آقای فرامرز میر احمدی خبرنگار فارس این تصاویر رو تهیه کردن
امیل تماس با خبرگزاری فارس Info@farsnews.ir
لینک های مرتبط
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8609120495
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8609130176
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8609130145
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8609120590
شنیده بودم انسان وقتی در حال غرق شدن هست هر آنچه که در اطرافش باشه با خود به زیر اب می بره ...
حتی موقع دست و پا زدن تو مشتش آب رو با خودش به زیر اب می بره ..
حالا مسئله این نظام شده ...
تو زبون محلی ما یه صرب المثل هست که می گه :
وقتی وره ره مرگ وشتی انه ...چپونه چاشت خینه ..
یعنی وقتی مرگ گوسفندی می رسه می ره سراغ صبحانه چوپان و اونو می خوره که چوپان عصبانی بشه و سرشو ببره ...
حالا اینا شدند
مرگشون رسیده .. به مردم فشار می آورند ..حالا اقتصادی یا اجتماعی یا سیاسی
حالا با ترور با سانسور و هر چه که بتوانند.. با تمام قوا و ابزارهاشون اینکارو می کنند .
اینا موقع رفتنشون هست و نمی دونند و یا می دونند دارند چه غلطی می کنند تا اخرین لحظه می چپاند و می کشند و می دزدند و می روند ...
..........................................
اینم یه پرونده سیاه دیگه ...
......................................................
اعدام و ایران ..چندین سال هست که اسم ایران با اعدام و سنگسار توامان می اید
خسته و درمانده شدیم
چه کنیم از اینهمه بی تدبیری اینان ..
اگر این جوان قبل از سن قانونی قتلی رو صورت داده ..بهانه ای برای اعدامش دارند ولی
در تاریخ مخوف و ترسناک ایران در سی سال گذشته ...چقدرو و چند اعدام بی دلیل داشته ایم .. چقدر در بی د ادگاه های این نظام و نظام گذشته جان دادند ...
اعدام در من با اسم برادرم همراه هست
برادری که فکرش و دغدغه ی ذهنش مردم بودند ..او چرا اعدام شد ؟ مگر او دست به قتل زده بود ؟ یا معلم کرد ما در آستانه اعدام است ( فرزاد کمانگر ) ... حرف بسیار است ..
بخوانید و شما هم محکوم کنید ..
هفت تیر ۷tir.com : در یکی از روزها نه چندان خوش یمن و در دور سیزدهم مسابقات کارتینگ ایران، نحسی سیزده، گریبان گیر یکی از رانندگان می شود. چرخ اتومبیل به کنار پیست می خورد و اتومبیل از زمین بلند و سرنگون می شود اما دختر جوانی که راننده آن است جان سالم به در می برد، او هنوز هم با گذشت سال ها، شغل اتومبیل رانی را در ایران ادامه می دهد. « زهره وطن خواه »، اکنون یکی از قهرمانان رالی ایران است. که با او گفتگو کردیم.
چی شد که به اتومبیل رانی روی آوردی و این علاقه از کی شروع شد ؟
از بچگی سرعت و رانندگی را خیلی دوست داشتم و البته بیشتر از همه به موتور سواری علاقه من بودم. از ۱۲ سالگی دزدکی کلید ماشین بابام را بر می داشتم و رانندگی می کردم. حتی شاید جالب باشه بدونین که وقتی
وقتی در کنکور رشته مهندسی الکترونیک قبول شدم، آن قدر خوشحال نشدم نسبت به زمانی که گواهی نامه ام را گرفتم.
من در سال ۸۱ از طریق یکی از دوستانم مطلع شدم که خانم ها هم می توانند در رشته اتومبیل رانی شرکت کنند.
به همین خاطر من هم در سن ۲۵ سالگی عضو این فدراسیون شدم و در اولین دوره هم من به عنوان راننده رالی در مسابقات شرکت کردم.
خیلی ها میگن اتومبیل رانی شغلی مردانه است، این را قبول دارین ؟
من این حرف را قبول ندارم چرا که در اتومبیل رانی تمرکز و قدرت فکر و دور اندیشی مهم است و برخی از خانم ها نیز این توان را دارند. البته نمی توان منکر شد که تمایل به این ورزش در بین آقایان بیشتر از خانم ها است.
سال ۱۳۸۲ من تنها دختری بودم که با آقایان در مسابقات کارتینگ شرکت کردم و در همان مسابقات مقام چهارم را کسب کردم. در مسابقات رالی در سال ۱۳۸۱ هم به عنوان دومین بانوی راننده و در سال ۱۳۸۲ هم به عنوان قهرمانی این رشته دست پیدا کردم.
و این در حالی بود که وقتی ما که به عنوان اولین زنان ایرانی این ورزش را شروع کردیم، همه آقایان به چشم زنگ تفریح به ما نگاه می کردند اما پس از قهرمانی نگاه ها تغییر کرد و الان در رالی حرفه ای ایران، با مربیان سابق خودم مسابقه می دم. اخبار
اما خیلی ها عقیده دارن خانم ها خوب رانندگی نمی کنند.
شاید یک مشکلی که برخی خانم های ایرانی در رانندگی دارند کمبود اعتماد به نفس باشه، اما ما ثابت کردیم خانم ها هم می توانند خوب رانندگی کنند. الان در تهران خیلی موقع ها دخترها پا به پای پسرها رانندگی می کنند و لایی می کشند که اصلا خوب نیست و بهتره این جوان ها بیایند و هیجانشان را در پیست خالی کنند. من تا قبل از سال ۸۱ یکی از تفریحاتم «کل انداختن» با آقایان بود ولی بعد از ثبت نام در فدراسیون اتومبیل رانی این موضوع به شدت فروکش کرد.
یک راننده خوب باید چه خصوصیاتی داشته باشه؟
باید قدرت عکس العمل بالا داشته باشه، شجاع و نترس باشه و در کنارش اعتماد به نفس خوبی هم داشته باشه. از طرفی هم باید باهوش باشه و پیش بینی خیلی جلوتر از خودشو بکند.
آیا در این رشته ورزشی آمادگی بدنی مهمه ؟
بله. مثلاً در سرعت بالا ما باید تنها توسط ترمز، سرعت ماشین را کم کنیم و گرفتن فرمان در اون سرعت و ترمز گرفتن فشار زیادی روی بدن میاره.
الان که راننده رالی هستید، شده تو بیابون گیر کنید ؟
خوب خراب شدن ماشین برای هر کسی پیش می یاد و خیلی موقع ها که در این شرایط گیر می افتیم خودم مجبور به تعمیر می شم .
پس دست به آچار هم می شوید؟
من عشق تعمیر دارم و خودم هم در درست کردن ماشین خودم کمک می کنم. پرچ می کنم، جوش می دم و از این کارها لذت می برم.
آیا به غیر از این رشته ورزشی در رشته دیگری هم فعالیت تخصصی داری ؟
من چهار سال پیش پرواز با «پاراگلایدر» را شروع کردم و دو سال به صورت حرفه ای این کار را انجام می دادم. در نهایت به علت سوانحی که در این رشته ورزشی برای دیگران به وجود آمد، پدر و مادر من اجازه ادامه این کار را به من ندادند و من رو بیشتر به رشته اتومبیل رانی تشویق کردند. یکی دیگه از رشته هایی که قبلاً انجام می دادم، تیراندازی با کلت بادی بود. بعضی وقت ها هم بیلیارد بازی می کنم. کوه نوردی هم می کنم و در سال ۸۵ تولنستم قله دماوندم را فتح کنم.
یک خانم اتومبیل ران چه فرقی با خانم های دیگه داره ؟
به نظر من فرق عمده ای نداره. فقط یک مقدار جسارت بیشتری داره. خیلی از دختر خانم ها وقتشون رو بیشتر در سلمونی و یا مزون لباس می گذرونند ، اما من بیشتر توی مغازه های مکانیکی و پیست هستم و کارهای ماشینم را انجام می دم و این کار برایم خیلی هم لذت داره.
آیا رقیبی هم در ایران داری ؟
آره رقیب دارم. اما بیشتر رقیب های من آقایان هستند نه خانم ها!
ماشین مورد علاقت چیه ؟
ماشین رویایی من «پورشه» است. البته ماشینی که در ایران دوست دارم و و جود داره، «بی ام و» سری سه است. الان هم یک پژو ۲۰۶ تیپ پنچ دارم .
جالب ترین خاطره ات از مسابقات چیه؟
در رالی کویر که دو روزه بود، وقتی از تهران به کاشان رسیدیم شب وقتی به هتل برای خواب رفتیم و مدتی نگذشت بهمون گفتن شیشه های ماشین خورد شده اما ما روز بعد با اون شرایط مسابقه دادیم و اول شدیم.
الان شغل اصلی ات چیه ؟
من با اینکه مهندسی الکترونیک خوندم اما درآمد زندگیم را از اتومبیل رانی بدست می آورم. در مسابقات سرعت، سایپا حامی مالی منه و در رالی، شرکت داچ. در مسابقات سرعت هم در کلاس ۱۴۰۰ سی سی با پراید و در رالی در کلاس ۱۶۰۰هم با تویوتا کرولا مسابقه می دهم.
با اینکه شما گفتید خودروسازان ایرانی از شما حمایت می کنند. ولی به نظر می یاد اتومبیل رانی دربین خودروسازان ایرانی چندان اهمیتی نداره و این شرکت ها بیشتر روی والیبال و فوتبال سرمایه گذاری کرده اند در حالی که در دنیا خودرو سازان روی ورزش اتومبیل رالی تمرکز می کنند ؟
این شرکت ها نمی دونند که از راه تبیلغ می تونند خیلی درآمد کسب کنند و وجهه خودشون را افزایش بدن. همین الان در کنار ما ترکیه و بحرین با برگزاری ( مسابقه) «فرمول وان» توانستند درآمد خوبی کسب کنند.
خانم وطن خواه، ما دکتر مهندسان خوبی در جهان داریم اما با اینکه ادعای رانندگی داریم اما هیچ راننده موفقی در جهان نداریم؟
علاقه اتومبیل رانی بین جوان های ایرانی وجود دارد ولی در اروپا بچه ها از بچگی و دبستان در مدرسه های اتومبیل رانی آموزش می بینند و در سن ۱۸ سالگی رانندگان قهاری می شوند. اما در ایران از سن ۲۴ سالگی جوان ها تازه این رشته رو شروع می کنند و خودم هم از ۲۵ سالگی شروع کردم. اما آرزو می کردم که از شش سالگی این ورزش را شروع می کردم و سعی می کنم دختر خودم را هم از همین سن آموزش بدم.
آرزوی نهایی شما در اتومبیل رانی چیست؟
من آرزو دارم در رالی «پاریس داکار» به عنوان یک زن ایرانی شرکت کنم.
................................................................................

سایت نواندیش: پس از اظهارات الهام سخنگوی دولت که گفته بود " از ما مي خواهند به جاي حل مشكلات جهاني به فكر گوجه فرنگي مردم باشيم " رییس جمهور نیز در جمع معلمان نمونه تاکید کرد: در بيرون و بعضيها نيز در داخل تلاش ميكنند ما را سرگرم مسائل خيلي ريز بكنند و از حركت در راستاي قله و ماموريت تاريخيمان باز دارند.
براساس این گزارش ، محمود احمدی نژاد در این دیدار با بيان اين كه ارزش انسان به آرمانهاي الهي است كه دنبال ميكند، گفت: ملت ايران بايد به يك نياز تاريخي بشريت پاسخ دهد. همه انبياء آمدهاند كه انديشهي الهي را در دنيا حاكم كنند و جامعهي بشري با قوانيني كه سرشار از عشق است اداره و ظلم برچيده شود. امروز بشريت در يك پيچ تند تغيير دوران قرار گرفته است و دورهي مكاتب مادي و ارزشهاي غيرالهي تمام شده و اين مكاتب شكست خوردهاند. ما ديديم كه نظام ماركسيسم چه سرانجامي پيدا كرد و اين سرنوشت نظام سرمايهداري نيز خواهد بود. نظام سرمايهداري زمين خورده و در حال حاضر فقط نقابي از آن مانده است كه آن نيز به زودي از بين ميرود.
رييسجمهور افزود: اكنون كل بشريت به دنبال راهي نو و ارزشها و آرمانهاي الهي است.
وي در ادامه به ماموريت تاريخي ملت ايران اشاره كرد و گفت: اگر ملت ايران اين ماموريت تاريخي را به نحو احسن انجام ندهد نه تنها در پيشگاه خدا، تاريخ و ملت پشيمان خواهد بود بلكه خسارتي كه از اين مساله وارد ميشود، قابل جبران نيست.
رييسجمهور اظهار كرد: در بيرون و بعضيها نيز در داخل تلاش ميكنند ما را سرگرم مسائل خيلي ريز بكنند و از حركت در راستاي قله و ماموريت تاريخيمان باز دارند. ما يك ملت هستيم و با مشكلاتي نيز مواجهيم و در كنار آن آرمانهاي بلند داريم و بايد به سمت تحقق اين آرمانهاي بلند حركت و سعي كنيم كه در حركتمان تبعيض و بيعدالتي نباشد.
وي يادآور شد: در راستاي تحقق اهداف، موانعي است ولي بايد توجه كنيم توجه و نگاهمان از قله به زيرپايمان و تمام توجهمان به مسائل ريز معطوف نشود؛ چرا كه اين نقشهي دشمنان است. ما بايد با تمام توان كار را به جلو ببريم و اگر توجهمان از قله به جاي ديگري معطوف شود و با مسائل ريز درگير شويم، اين يك نوع درجا زدن است؛ براي اين كه كشور به بالاترين سطح برسد بايد نگاهمان به قله باشد.
در این پست می خواستم از نابرابری زنان و عرف و قانون و زندگی زنان و ....بنویسم اما
اما 12 اردبهشت نزدیک است،
روز معلم روز استاد و روز هر آن کسی که کلمه ای از کتاب و یا زندگی به ما آموخت .
امسال در ایران زمین روز معلم را با غرور شکسته ی معلمان و اساتید گرامی می داریم .
چند نفر از این معلمان در زندانها بسر می برند ؟!!!برای چه ؟
چند نفر از این عزیزان برای معشیت خود مشکل دارند .، آنهمه اعتراضشان به کجا رسید ؟آیا در این تورم روز افزون ،نظام جمهوری اسلامی قدمی برای راحتی خانواده ی این عزیزان برداشته ؟ یا فقط حکم انفصال از خدمت و یا برگه ی هشدار که اعتراض ممنوع است ، به دستشان داده ...
نمی خواهم سیاسی باشم و از سیاست هیچ نمی دانم ..اما اگر از درد این قشر از جامعه بگویم، می گویند سیاسی می نویسد .
از کارگر و اخراج کردنها ، از به تعویق افتادن حقوق و ....ونبود امنیت شغلی و از قشر مردمی که زیر خط فقر زندگی می کنند و تعداشان روز به روز بیشتر می شود ، اگر بنویسم می گویند سرت را درد نیاور ..می برند تورو جایی که عرب نی انداخت ..و بابا بی خیال بچسب به زندگیت و کارت ...پول در بیار که حلال مشکلات پوله و پول و...و.
آنقدر از این حرفها می شنوم که گاهی با خود فکر می کنم یعنی اینان به حرفهایی که می زنند اعتقاد هم دارند یاهمینطوری به زبونشون این حرفهارو می زنند ..اگر من نمی توانم مثل آنها فکر کنم و از درد بی درمانی که جامعه را احاطه کرده ، از فساد و فحشا، از رشوه گیری و دزدی بیت المال و ... می گویم . باید حکم به بی نفسی من بدهند ؟ یعنی برای گفتن این همه تبعیض من باید از نفس کشیدن محروم شوم ؟
با همه ی این مشکلات و این مصیبتها ، آیا اگر معلمی از درد جامعه بگوید و به شاگرانش با غیرت بودن را نشان دهد ، همراه با الفبای فارسی از پیشینه ی با شکوه فارسی از افتخارات ایران زمین ، از تخت جمشید
از ...از ... بگوید باید حکم اعدام شدن ، بدستش بدهند ؟
مگر یک معلم می تواند همراه با ( آ ) از آزادی نگوید ؟
همراه با ( ا) از اعدام افراد بی گناه در سالیان گذشته و حال ، نگوید ؟
همرا با (ب) از برابری حقوق همه ی اقشار ِ ایران نگوید؟
همراه با ( پ) پرنده بودن و پرواز را یاد ندهد ؟
همراه با (ت ) تبعیضاتی که حکومت امروزه ایران بین اقلیتها و قومها، زن و مرد ، که همه ایرانی اند .بوجود آورده ، را نگوید ؟
همراه با ( ج ) جمع شدن و در کنار هم بودن برای رسیدن به آزادی و رفع تبعیضات را نگوید؟
همراه با (خ ) خم شدن پشت پدر از سختی و مشکلات زیاد زندگی در مناطق محروم و غیر محروم (حتی) نگوید؟یا از خیانت بعضی دیگر که قدرت در دست دارند ، نگوید ؟
همراه با (ح) ، حمایت کردن از حرکتهای که به سوی آزادی گام بر می دارند را نگوید ؟
هم