+
نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor->
|
شروعی دوباره در پی هدفی بزرگتر از آنچه در آغاز بود ، می گویند هدفهای کوچک خواسته و یا نا خواسته فدای هدفهای بزرگ می شوند به این نکته من هم رسیدم همه ی خودم را ، همه ی هدفهای کوچکم را و همه ی آنچه می شود گفت لذتی کوتاه مدت و دروغین است ، قربانی کردم ... گوش تا گوش بریدم.. هوای غم آلود نیستی و نا امیدی را.. آغازی از نو نو را آغازی پر معنا ... معنایی به بلندی شب یلدا یلدای که با شب قبل خود فقط دقیقه ای بیشتر عمر دارد ... چرا می نویسم و هدفم چه را می جوید ...رازی باشد بین من و خودم حس الانم، در آغوش بودن است ..آرام و راحت.. سر بر سینه که اینچنین راحت می شوم؟؟ مثل کودکی در آغوش مادر .. در اغوش خدای خود.. آرامم.. چه لذتی دارد ..ولی خالقم مرا به شدت از این خواب بر حذر کرده .. خواب کوتاه مدت ... ذهن را به خواب دراز مدت می کشاند گرچه چشمان باز است و دست و پا در حرکت موعد بیداری من رسیده .. اصراری به بیدار شدن کسان دیگر ندارم .. همین که خود را و روحم را بیدار کنم .. بسیار کار مهمی انجام داده ام .. حالا منم و این نوشته ها .. که گاه از من است و گاه از ذهن ناخودآگاهم و گاهی هم از دوستان ... همه ی دوستانم را دوست دارم .. و همیشه بیاد دارم که ایرانی ام .. زن ایرانی بدنبال برابری از هر قدمی هر چند کوتاه فرو گذار نخواهم بود .. پاینده ایران